قسمت دوم آن بيش از آنچه طبي باشد، مربوط به توصيف نژادها و حاوي نخستين مساعي براي طبقهبندي نژادها برحسب مشخصات بدني آنهاست.1
(3) دربارهٴ دستور خوراك، كه احتمالاً مربوط به پايان سدهٴ پنجم است، و دربارهٴ دستور خوراك و ورزش گفتوگو ميكند. اين رساله حاوي نخستين مداواي علمي حيوانات و نيز نظريات كلي دربارهٴ تكامل و زيستشناسي است. برخي از اين نظرات، از آنچه در آثار اصيلتر بقراطي يافت ميشود، ذهنيتر است.
(4) دربارهٴ جراحات سر: كه آن هم از حدود 400 است. رسالهاي بسيار علمي كه حاوي توصيف اقسام مختلف جمجمههاست (از نظر جابهجايي درزها). همچنين حاوي نظريهٴ شكستگي بر اثر ضربه به طرف مقابل محل آسيبديدگي است.
(5) تقدمةالمعرفه يا پيشآگهي كه دربارهٴ تشخصيص بيماريهاي حاد گفتوگو ميكند.
(6) پرهيز در بيماريهاي حاد2 نوعي تكمله بر تقدمة المعرفه است و دربارهٴ بيماريهايي گفتوگو ميكند كه با تب شديد همراه است، و اغلب مربوط به ناراحتيهاي قفسهٴ سينه است.
(7) بيماريهاي وبايي (واگيردار)، اول و سوم. اين دو كتاب اثر واحدي را تشكيل ميدهد و ((برجستهترين محصول دانش يوناني)) به شمار ميرود.3 (8) طب قديم، به گفتهٴ و. ه. س. جونز احتمالاً در حدود 430 تأليف شده است. اين رساله حاوي دفاعي از مطالعهٴ تجربي طب در برابر روش اسلاف (يعني بر ضد به كاربردن اصول موضوعهٴ مقدماتي) است.
سه رسالهٴ زير هم كه به مجموعهٴ بقراطي تعلق دارد، مربوط به همان ايام ولي مسلماً متعلق به مكتب ديگري است:
(1) دستور خوراك، احتمالاً از پايان سدهٴ پنجم، كه بهطور مشخصي داراي سبك و روح هراكليتوسي است، و حاوي نظريهٴ پيچيدهاي راجع به گوارش، مقايسههايي با پديدههاي گياهي و حيواني و موضوعات جسماني است. فصل 48 آن حاوي آن چيزي است كه شايد قديمترين شناخت آثار يوناني از نبض باشد، ولي اهميت فراوان نبض هنوز واقعاً شناخته نشده بود. اين اهميت تا پيش از 340 ق م شناخته نشد. عدم توجه تقريباً كامل به نبض در آثار بقراطي بسي موجب شگفتي است، زيرا اشاراتي به آن در پاپيروس ابرس4 ديده شده است.